33 هفته
واما دخملک ناز من
پارمیس کوچولوی من امروز ۳۳ هفته شد ماشاللههههههههههههههههههههههه
دخملکم دیگه کم مونده بیایی بیرون وبا این دنیا که پر از قشنگی و زشتی آشنا بشی امیدوارم بتونم مادر خوبی برات باشم وقول میدهم هر کاری که از دستم بر بیاد برات انجام بدهم من تو رو به این دنیا دعوت کردم وتا همیشه تا وقتی که نفس میکشم تا پای جون باهات هستم دخترم با اومدنت زندگیم خیلی عوض میشه منتظر لحظه دیدنت هستم منتظر لحظه ای که چشمهای خوشگلت رو باز کنی و من رو نگاه کنی منتظر لحظه نوازشت منتظر لحظه ای که با اومدنت تو خونه دیگه احساس تنهایی نکنم دخملکم بیا که خیلی دلم تنگ اومدنته من وبابایی همه چیز رو آماده کردیم خونمون منتظر قدمهای خوشگلته منتظر اون پاهای کوچولوته دخملک مامان قربون اون شیطونی هات برم که مامان جونش به اون لگدهاته امیدوارم همیشه سالم باشی ودر پناه خدا راستی بابایی خیلی دوستت داره فکر کنم اون هم دیگه خسته شده ومنتظر لحظه اومدنت هست البته بابایی همیشه صبور وآروم بوده ومن رو دلداری داده ولی از نگاهش بی حوصلگی وخستگی رو حس میکنم بابایی این روزها خیلی مشغوله ... بی خیال بقیه اش رو نمی نویسم چون حالش نیست
دخملکم دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم
خدا جونم باز هم شکرررررررررررررررررررررررررررررررررر
تا هفته دیگه باز هم دخملم وهمه نی نی تو راهی ها رو به خدا میسپارم دست کسی میسپارم که هیچ کس بالاتر از اون نیست وهیچ اراده ای بر اراده اون نیست


33 هفته
